تبلیغات
داستان کوتاه و پند آموز - کنکور
داستان کوتاه و پند آموز
در این وبلاگ داستان کوتاهای جالب و پند آموز قرار دادادیم. امیدواریم شما از خواندن داستانک لذت ببرید، گاه لبخند بزنید و گاه شای
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام دوستان در این وبلاگ
داستان کوتا و پند آموز
قرار داده شده است.
امیدواریم شما از خواندن
داستانک لذت ببرید، گاه لبخند بزنید
و گاه شاید اشکی بر گونه هایتان
---------------------
مارو با نظرات خود در هرچه
بهتر شدن این مجموعه یاری
کنید و در نظر سنجی ما شرکت کنید
--------------------
آدرس ما:
Www.maxtemp.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : علی محمودآبادی
نظرسنجی
سطح وبلاگ را چطور میبینید؟



برچسبها
داستان کنکور حتما حتما بخونید بخصوص که حالا نزدیک کنکور هم هستیم
برای مشاهده داستان به ادامه مطلب رجوع کنید.نظر فراموش نشه
ترجمه‌ی لوح‌های تاریخی کنکوری
بر طبق اخبار نه‌چندان موثقی که به دست ما رسیده، به‌تازگی تعدادی لوح نوشته ی باستانی به خط میخی کشف شده است که نشان دهنده ی وجود کنکور در ایران باستان می‌باشد و ثابت می‌کند که اجداد ما هم در هزاران سال قبل با مشکلاتی شبیه مشکلات جوانان کنکوری مواجه بوده‌اند. در ادامه, ترجمه  ی برخی از این لوح‌های باستانی را جهت ابراز هم‌دردی با پشت‌کنکوری‌های معاصر، چاپ می‌کنیم.

خط20: من جمشید، پسر کامران، فرزند یکی‌یکدانه و کاکل‌زری بابا و مامان، قول گرفت از آن‌ها که اگر در کنکور الواح میخی قبول شد، برایم یک پلی‌استیشن خرید به صد سکه‌ی زرین، همراه با ارابه‌ای آخرین مدل، مجهز به چنجر و ساب و رینگ‌اسپرت و ...
توضیح: کشف این لوح ثابت کرد که از قدیم‌الایام شیوه ی تشویق یک پشت کنکوری( ولو با وعده‌هایی که حتی اختراع آن‌ها هزاران سال دیگر صورت می‌گیرد!) بیشتر از شیوه‌های سرکوفت زنانه مثل این‌که: حالا هی درس نخوان تا آخرش بری سر‌ ساختمان و آجر بیندازی بالا! مؤثر واقع شده است!

خط24: از دودمان هفت جد مؤسسه ی کنکور‌دار، من، صاحب مؤسسه ی کنکور میخ‌چی، کسی هستم که رتبه‌ های تک‌رقمی از بابل و آشور و کلده و نینوا و جردن و میدان ونک در محضرم حاضر و در رشته‌های توپ قبول شدند.
بابا، من دیگه کی هستم!!!
توضیح: گویا متن فوق، به یک لوح میخی تبلیغاتی اختصاص دارد که مدیر یک آموزشگاه کنکور در ایران باستان به ذکر خدمات ارزنده‌اش پرداخته است!

خط30: و من دل‌های داوطلبانی که در کنکور دولتی قبول نمی‌شدند را شاد کردم . و در هر دشت و صحرا و جزیره و آتشفشان و قله‌ی کوهی، واحد دانشگاهی تأسیس نمودم... باشد که شهریه‌هایتان را به موقع بپردازید چون خوش‌حسابی نشانه‌ی شخصیت شماست!
توضیح: تاریخ‌دانان برجسته احتمال می‌دهند متن این لوح نوشته، توسط رئیس دانشگاه‌های غیر دولتی ایران باستان تحریر شده باشد تا آیندگان بدانند حتی در ایران باستان هم علم بهتر از ثروت بوده‌ است و مردم هر ترم برای کسب علم در قالب واحدهای علمی و نظری و آزمایشگاهی ثروت زیادی می‌پرداختند!

خط40: من، عباس آقا، پدر ممد و تقی و بتول... زمانی که کنکور دادم‌ 18ساله بودم و امروز که الواح جواب‌های قبولی آمده 40سال دارم... تازه به رتبه‌ی کنده کاری شده‌ام هم اعتراض دارم!

توضیح:
 این کشف تاریخی نشان دهنده‌ی مراحل طولانی شرکت در آزمون، کندن خانه‌های پاسخ صحیح به وسیله ی میخ و چکش، صحیح کردن آن‌ها، کنده‌کاری اسامی قبول شده‌ها در تیراژ 10میلیون نفر و.... است! حالا اگر کسی مثل نویسنده‌ی لوح فوق به نتیجه‌ی آزمونش اعتراض هم داشته باشد, باید زمان مورد نظر را دو برابر کرد و امیدوار بود احتمالاً تقی یا بتول توانسته باشند حق پدرشان را زنده کنند!





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، کنکور،
لینک های مرتبط :
علی محمودآبادی
جمعه 9 خرداد 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

آموزش رایگان گیتار و خوانندگی

ابزار وبلاگ نویسی