تبلیغات
داستان کوتاه و پند آموز - مادری که فقط یک چشم داشت
داستان کوتاه و پند آموز
در این وبلاگ داستان کوتاهای جالب و پند آموز قرار دادادیم. امیدواریم شما از خواندن داستانک لذت ببرید، گاه لبخند بزنید و گاه شای
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام دوستان در این وبلاگ
داستان کوتا و پند آموز
قرار داده شده است.
امیدواریم شما از خواندن
داستانک لذت ببرید، گاه لبخند بزنید
و گاه شاید اشکی بر گونه هایتان
---------------------
مارو با نظرات خود در هرچه
بهتر شدن این مجموعه یاری
کنید و در نظر سنجی ما شرکت کنید
--------------------
آدرس ما:
Www.maxtemp.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : علی محمودآبادی
نظرسنجی
سطح وبلاگ را چطور میبینید؟



برچسبها
داستان مادری که فقط یک چشم داشت
برای مشاهده داستان به ادامه مطلب رجوع کنید
لطفا پس از خواندن هر داستان نظر خود را درمورد داستان بنویسید
مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بوداون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پختیک روز اومده بود  دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببرهخیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا   از اونجا دور شدمروز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یک چشم دارهفقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم .  کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟اون هیچ جوابی نداد....حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشتدلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشمسخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برماونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودمتا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن مناون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شووقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا  ، اونم  بی خبرسرش داد زدم  ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! همین حالااون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد .یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسهولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .همسایه ها گفتن که اون مردهولی من حتی یک قطره اشک هم نریختماونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدنای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا...ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم!وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم..آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی!!به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشمبنابراین چشم خودم رو دادم به تو...برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینهبا همه عشق و علاقه من به توقلب مادر به اندازه‌ای گسترده است که همیشه می‌توانید بخشش و گذشت را در آن بیابید.



نوع مطلب :
برچسب ها : داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان مادری که فقط یک چشم داشت،
لینک های مرتبط :
علی محمودآبادی
چهارشنبه 7 خرداد 1393
چهارشنبه 7 خرداد 1393 07:51 ق.ظ
چند قالب وبلاگ جدید و شکیل(با موضوعات مذهبی، موسیقی، فوتبالی و عمومی) در سایت 1style.ir قرار داده شد:

http://1style.ir/category/theme/

می توانید دانلود کرده و استفاده نمائید.
چهارشنبه 7 خرداد 1393 07:36 ق.ظ
چند قالب وبلاگ جدید و شکیل(با موضوعات مذهبی، موسیقی، فوتبالی و عمومی) در سایت 1style.ir قرار داده شد:
http://1style.ir/category/theme/

می توانید دانلود کرده و استفاده نمائید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

آموزش رایگان گیتار و خوانندگی

ابزار وبلاگ نویسی